أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

33

مناقب العارفين ( فارسى )

گرداگرد تربهء مبارك شيخ حرمى بركشيذند و بر سنگى مرمرين تاريخ وفات را ثبت كرده « 2 » كاويذند و بعد از چند سالى سلطان اسلام نيز بدار سلام رحلت نموذ شعر ( هزج ) گل بوذ كه اندكى به رويت مىماند * او نيز برفت و زندگانى به تو داذ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً ( 4 / 69 ) ( 1 / 25 ) الحكاية : ولى ربّانى مستور قباب سبحانى شيخ حجّاج نسّاج رحمة اللّه عليه « 9 » كه از جملهء مقبولان مقبل حضرت بهاء ولد بوذ ، چنان روايت كرد كه قاضى وخش مردى بوذ معتبر و از علماى اين عالم بوذ ، مىخواست كه از ديباجهء كتب معارف و استفتاها لقب سلطان العلمائى بهاء ولد را « 11 » محو كنذ ، حضرت مولانا برين حال مطّلع شذ ، فرموذ كه عن قريب نام و كنيت آن بزرگ از دفتر عالم وجود محو خواهذ شذن ؛ بعد از پنج روز معدود به آخرت سفر كرد ( 1 / 26 ) همانا كه پيوسته ضماير خلايق را فرموذى و از وقوع وقايع « 15 » غيبى اعلام كردى و بران فايده‌هاى ديگر گفتى كه همگان متحيّر شذندى و همچنين منكران آن حضرت بعد از مشاهدهء كرامات باقرار تمام جوق جوق مىآمذند و مريد مىشذند و بسا منكران مصرّ كه از شومى انكار بىايمان مىمردند

--> ( 1 / 25 - 26 ) Z 11 آ - ب B 11 آ K 27 - 28 62 , I , H ; 13 - 03 , I , T ( 2 ) كرده ZB : كردند و K - - ( 9 ) عليه ZK : - B - - ( 11 ) ولد را ZK : ولد B - - ( 15 ) خلايق ZK : خلق را B